ميرزا محمد على وفا زواره اى
408
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
فهرست اشعار فارسى ( شواهد ) آن قوم كه ايشان ره احرار سپردند 299 آنكس كه گويد از ره دعوى كنون همى 308 احمد كه شه سرير لولاك آمد 229 از آستان پير مغان سر چرا كشم 248 از دست و زبان كه برآيد 95 از نقش و نگار در و ديوار شكسته 191 امل ز جود تو بگريخته است و از پى او 58 انداخته موجش از تلاطم 101 اى از ازل به ماتم تو در بسيط خاك 151 ايشان همه رفتند و جهان جمله به مشتى 299 بحرى و چه بحرى از كرانها 100 به جرم خاك و فلك بر نگاه بايد كرد 305 پاكى طينت و اصل گهر و استعداد 93 پشتم از جيم او چو جيم دوتاست 302 تا به كان اندرون بود گوهر 303 تا ز بهر مطبخ وى آب و آذر آورند 103 تا كى فلكا گرد جهان مىگردى 304 چشم مسافر چو بر جمال تو افتد 105 چار چيز است كه در سنگ اگر جمع شود 93 چه پدر لؤلوئى تاييد الهى را بحر 216 خادم آن روضه از رضوان اگر جاروب خواست 103 خاك آدم گشت و آدمى خاك شدند 304 خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان 309 خيال در همه عالم برفت و باز آمد 90 در پاى جاهلان پراكندهام مديح 236 در همه ملكى فقير در همه ملكى گداست 151 ديدهء بدخواه كه بركنده باد 315 ديوانه را همىبشناسد ز هوشيار 308 راحت جان مردمان خداى 299 روبهى كز پيشه عون وى آرامش گرفت 103 روح را صحبت ناجنس عذابى است اليم 304 رومى نشد از سرّ على كس آگاه 230 ز آشيان طاير بام جلالش بيضهاى است 103 زاده اگر توده خاكستر است 300 زمانه شد متحير ز سخت جانى من 305 زن نخواهد اگرش دختر قيصر بدهند 184 زواره ساكنم و ساكنان دوزخ را 299 زير آن جيم طوبى و فردوس 302 زير خط زبرجدش ميمى 302 سيدى كاجداد امجاد كرامش يكبهيك 231